کارگاهی کوچک که به صادرات رسید

مصاحبه با مدیر عامل شرکت سبک بتن پرتیکان

به نظر نمی‌رسد که محمدجواد، آن‌قدر جوان باشد، این‌گونه از صدایش می‌توان فهمید. قاطعیت و جدیت، از صدایش و گفتارش شنیده می‌شود؛ سن زیادی ندارد، متولد سال ۶۸ است؛ اما آن چیز که بزرگ‌ترش کرده، کار و پشتکار خودش  است. انگار بار تجربه‌های دیگران را هم به دوش می‌کشد. پخته‌تر از سنش، سخن می‌گوید؛ پخته و پرداخته؛ بی‌آنکه تپق بزند.
محمدجواد نصراصفهانی، جوانی است که مسیرش را بی‌معطلی آغاز کرده؛ راهش را بی‌آنکه سر به عقب بکشد، با نگاه روبه‌جلو ادامه داده؛ تفریح را هم سپرده به سال‌هایی که در آینده خواهند آمد. برای او حالا فقط وقت سخت کارکردن است. پشتکار برای او حرف اول را می‌زند؛ زمان را برای او به جلو می‌راند. فرصت‌ها را یکی‌یکی می‌خرد و در جیب اندوخته‌هایش می‌اندازد. او هنوز ابتدای راه است؛ این را خودش می‌گوید؛ اینکه دوره سخت کارکردنش هنوز باقی مانده است و باید یکسره و بی‌معطلی، راه را با جدیت بپیماید.
محمدجواد، از سال ۹۱ به همراه دو دوست دیگرش -که از هم‌دانشگاهیان او بودند- تیمی را تشکیل دادند تا بتوانند با تحقیق در رابطه با بتن‌های سبک سازه‌ای و همین طور مواد مختلفی که موردنیاز بازار است، ضمن حل مشکلی از مشکلات صنعت ساختمانی، کسب‌وکار خودشان را هم راه بیندازند. آمار دفتر فنی وزارت کشور از خسارات پانصد میلیارد تومانی -که ایران سالیانه فقط به‌خاطر جداول کنار خیابان‌ها متحمل می‌شود- فرصت خوبی را به محمدجواد و دوستانش داد تا حاصل تحقیقات‌شان را به بوته امتحان بگذارند؛ امتحانی که جوابش را خوب پس داد و برای آنها امکان تولید محصولات‌شان را فراهم کرد.
بدین‌ترتیب، اولین محصولی که شرکت محمدجواد و دوستانش به بازار عرضه کرد، جداول کنار خیابانی بود. آنها جداول کنار خیابانی را از نظر دوام و استحکام، عارضه‌یابی کرده و حالا محصولی را طراحی و بهینه‌سازی کرده‌اند که از نظر دوام در سیستم‌های استاندارد بین‌المللی، حرفی برای گفتن دارد.  کاری که محمدجواد و دوستانش می‌کنند، درواقع نیازسنجی و عارضه‌یابی متریال صنعت ساختمان است؛ اولین گام برای عرضه در مقابل تقاضا. روند کار مجموعه‌ای که او مدیریت می‌کند، به این صورت است که مشکلات و محصولات صنعت ساختمان را عارضه‌یابی و سپس با شیوه‌های مهندسی، بهینه‌ترین حالت را برای رفع مشکل پیشنهاد می‌کنند؛ امری که باعث می‌شود همیشه محصولی را عرضه کنند که به محض ورود به بازار، با بازخوردهای مثبتی روبه‌رو باشد و از نظر اقتصادی هم توجیه مناسبی داشته باشد.
پشتکاری که به بار نشست
محمدجواد می‌گوید اولین محصولات‌شان را به شرکتی در شیراز فروخته‌اند: «برای تولید محصولات‌مان یک کارگاه اجاره کردیم و شروع به تولید به صورت نیمه‌صنعتی کردیم. اولین فروش ما به شهر شیراز بود؛ در حافظیه شیراز. جداول سبز و سفید و تمام‌رنگی را به آنجا عرضه کردیم و این اولین پروژه کاری ما بود. در آن زمان، فقط دو نفر نیروی تولید داشتیم و هر روز هم برای رسیدن به محصولی تکامل‌یافته‌تر، خودمان روی کارها نظارت می‌کردیم. تقریبا یک‌سالی در همان کارگاه بودیم؛ زمانی که توانمندی تولیدمان، سی‌متر مربع در روز بود.»
کارگاهی که محمدجواد از آن می‌گوید، دویست‌متر فضا داشت. بعد از آن، محمدجواد و دوستانش سعی کردند توان تولیدشان را بالا ببرند. برای این کار لازم بود کارگاه بزرگ‌تری داشته باشند؛ کارگاه‌شان را جابه‌جا کردند و به منطقه صنعتی دولت‌آباد آمدند. حالا چهارصدمتر سوله داشتند با یک حیاط سیصدمتری. «سعی کردیم توانمندی تولیدمان را افزایش دهیم. با افزایش فضایی که در کارگاه داشتیم، ماشین‌آلاتی را هم خریداری کردیم؛ وام‌هایی را گرفتیم و یک‌مقدار پول به کار  تزریق شد و توانستیم توان تولیدی مجموعه را تقریبا به صد الی صدوپنجاه مترمربع در روز برسانیم.»
وام‌هایی که او و دوستانش گرفتند، کمتر از صد میلیون بود، اما سرمایه اصلی آنها دانش‌شان بود؛ چیزی که با آن می‌توانستند بازار و خلاء موجود در آن را بشناسند و میدان را به دست بگیرند: «شروع کردیم به همکاری با شهرداری‌ها، ارگان‌های خصوصی و دولتی در زمینه تولید کف‌فرش‌ها و محوطه‌سازی‌ها. محصولاتی را هم اضافه کردیم مثل سنگ‌پله، زیرپله و سایر المان‌های بیرونی ساختمانی؛ و بدین‌ترتیب سیستم را از تک‌محصولی به چندمحصولی ارتقا دادیم.»
روند رشد کارگاه و مجموعه‌ای که محمدجواد به آن پر و بال می‌داد، ادامه داشت؛ کارگاه‌شان بزرگ‌تر شد و محصولات‌شان متنوع‌تر؛ فضایی بیش از هزار متر در منطقه صنعتی دولت‌آباد با ۶۲ محصول تجاری‌سازی‌شده. حالا دیگر صادرات هم پیش روی‌شان بود: «بعد از آن، مطابق استراتژی هیئت‌مدیره موفق شدیم به کشورهای آذربایجان، ترکمنستان، گرجستان و شوروی سابق و همچنین کشورهای امارات، کویت، عمان و عراق صادرات داشته باشیم. درحال حاضر شروع به تمرکز در روند صادرات کرده‌ایم و باید بتوانیم مطابق با استراتژی پیش روی‌مان، نیمی از محصولات را صادر کنیم.»
از راه پیش رو
او از فراز و نشیب‌های راهش هم می‌گوید؛ از مشکلات راهی که با همه سختی‌هایش، آن را پیمود؛ از مشکلات نقدینگی و سرمایه‌های در گردش؛ از فضایی که همیشه برای شروع کار جدید و ارائه محصول جدید وجود دارد: «همیشه مکان اولیه‌ای که یک محصول جدید را بتوان به آن ارائه داد و پذیرفته‌شدن آن، یکی از سخت‌ترین مراحل بازاریابی محصول است؛ اما ما تلاش کردیم سیستم‌های فروش را مشخصا بررسی کنیم و می‌دانستیم که باید محصولی را تولید کنیم که موردنیاز صنعت باشد و راه را هم بیراهه نرفته بودیم، اما به هر حال، این مسیر، سختی‌های خودش را داشت تا اینکه بالاخره محصولات، پذیرفته شدند و کار ما توسعه پیدا کرد.»
محمدجواد نصراصفهانی، حالا توانسته نیروی کارش را از دونفر، به چهل نفر برساند و برای بیش از هشتادنفر، کارآفرینی غیرمستقیم داشته باشد. مسیری که او انتخاب کرده و ادامه داده، حاصل زحمت‌های بی‌وقفه او و دوستانش است؛ پشتکار و اعتماد به دانشی که زمان را صرفش کرده بودند. او می‌گوید: «اینکه همیشه می‌گویند مهندسان یا راهی را خواهند یافت یا راهی را خواهند ساخت، برای ما راهگشا بود و امیدوارکننده. اصلی‌ترین عاملی که به ما انگیزه می‌داد، عامل درونی ما بود؛ اعتماد به دانش و پشتکار؛  برای همین سعی می‌کردیم مسیر را ادامه بدهیم؛ اینکه انتهای مسیر، جذاب‌تر است، به ما انگیزه کارکردن می‌داد و با همین طرز تفکر، پیش رفتیم تا به خروجی محصول موردنظرمان برسیم.»
اندوختن تجریبات، در چندسالی که محمدجواد وارد بازار کسب‌وکار  شده از سویی و تلاش و پشتکارش در جهت رسیدن به آنچه که در ذهن می‌پروراند، از سوی دیگر، او را پخته‌تر از آنچه که از سنش انتظار می‌رود، ساخته؛ مرد جوانی که گام‌هایش را دقیق‌تر و جدی‌تر برمی‌دارد تا با اطمینان بیشتری به هدف پیش رویش دست پیدا کند. اما تا آن زمان و رسیدن به نقطه عافیت کاری، به گفته خودش سخت می‌کوشد و بعد از آن شاید گوشه‌ای برای تفریحات جوانی‌اش باز کند.

مرجع: هفته نامه آتینه نو